
متن زیر روایت یکی از روستاییان نزدیک دنا (دنگزلو) از حادثه سقط هواپیمای تهران - یاسوج است. نشون میده که ساکنان و اطرافیان یک «محل» چگونه از راه ها و مسیرهای آن خیر داره و تازه خود « وبلاگ شاهد کلمه » حادثه ای است...
ادامه مطلب
تا قبل از ماه رمضان پیاده روی رو در مسیر درختزار اطراف کوه خضر می رفتم. مسیر رفت و برگشت حدود یک ساعت. این روزها که هوا گرمتر شده و حال پیاده روی قبل از افطار ندارم، بعد از افطار حدود 10 و نیم شب، به...
ادامه مطلب
ضرب المثلی است که می گوید «ادم ترس چیزی رو که داشته باشه گرفتارش می شود!! جاده ها و خیابان های شهر این روزها در اختیار نیسان آبی است، اصلا«سلطان جاده ها» است. همیشه دلهره و ترس شان را داشته ام... حمل سیمان، تیرآهن، اسباب کشی، نخاله ساختمان و گوسفند و آدم!... مهمتر از این صدای گوش خراش و آلودگی صوتی و... در فضای شهر و روستا و همه جا هستند حضور دارند. چند روز پیش در یکی از خیابان های شهر ماشین را برای خرید پارک کرده بودم. کارم حدود یک ساعت طول کشید، داشتم بر می گشتم یک دقیقه قبل از رسیدن به محل، ماشین نیسان با سرعتی که دو تقاطع باریک را باید به آرامی رد می شد، به سرعت رد شد. چند نفر مسافر همراه او در عقب، ناگهان درماشین باز می شود وبه شیشه عقب ماشین من می خوره و ریزریز می شود و پنجا متر جلوتر ...
ادامه مطلب
دیروز صبح یک شنبه از ایستگاه متروی میدان منیریه برای رفتن به خیابان پامنار بیرون آمدم.... رادیو پیام می گفت « تهران امروز بعد از یک هفته آلودگی،به خاطر باران دیشب پاک است». نزدیک میدان پانزده خرداد پیاده شدم و از پیاده روی در هوای سرد، که فکر نمی کردم چندان سرد باشد، بخار و دم وب بازدم سرمای زمستان...
ادامه مطلب
دیروز جلسه دفاع از پایان نامه ارشد با عنوان «تجربه دین پژوهانه و زندگی دیندارانه ( تاثیر بازاندیشی دین پژوهانه بر دینداری)» بود. به رسم معمول، دانشجو توضیحات تکمیلی و شفاهی خود را از متن ارائه دادند، از عنوان و مفاهیم، روش کار و فصل های متن و نیز یافته ها و نتیجه گیری کار. راهنمای کار جناب دکتر مح...
ادامه مطلب
فضای این روزهای دانشگاه ها ذیل آسیب شناسی مفهومیِ مختلفی چون «مدرک گرایی»، «ساده سازی»، «سرقت علمی» و «ضعف اخلاق حرفه ای پژوهش» و « کالایی شدن لوکس» و «تجاری سازی»، «محافظه کاری» و «سفارشی شدن علم» مطرح شده و می شود و حتی در معنای عامیانه تر، گاهی در قالب کلماتی مثل «زد و بند استاد و دانشجو» در می آید. پشت همه این مفاهیم یک چیز نهفته است: نظام آموزشی و علمی دانشگاهی ما دچار ضعفی بنیادی است که با آنچه بنیان دانش و علم بر آن استوار است فاصله زیادی دارد. همه اینها البته به «علت واحد» یا سازمان ویژه ای مثل وزارت علوم و... ختم نمی شود. فرضیه ها و مسائل ریز درشت کهنه و نو در کار است که به ساختارها و نظام های آموزشی - دانشگاهی و کنش گران دانشجو و استادان و کارمندان مربوط می شود. نه همه اینها «یک شب...
ادامه مطلب