خرید بک لینک

نگاه های ما این روزها شاهد وبلاگ «فاجعه» کلمه هاست: از «سانچی» و «پلاسکو» نمی گویم که درد مخاطبم را تازه کنم،اما استان من کهگیلویه و بویراحمد، این روزها همزمان دارند مراسم ختم نُه نفر از کشته شدگان اتوبوس محور فردوس - دیهوک درمسیر مشهد و پنجاه و پنج نفر در سقوط هواپیمایی که دیروز بیست هشت بهمن نود و شش در مسیر تهران یاسوج (که هنوز لاشه هواپیما هم پیدا نشده) را می گیرند. سه روز در استان «عزای عمومی» اعلام شده و شبکه های اجتماعی لوگو و تصاویرشان را سیاه کرده اند و روی نقشه ایران نوشته اند: «ایران من تسلیت»... شمع ملوانانِ «سانچی» خاموش نشده، شمع مسافرانِ «ATR» آسمان روشن شد! شبکه های اجتماعی و تصاویر و اخبار پیگیر ردیابی و جستجوی لاشه هواییما هستند و گفته اند «مسیر ماشینی به سمت کوه های دنا، به غیر از ماشین های امدادی ممکن نیست!»... این روزها واژه های «تصادف»، «سقوط»، «غرق»، «مرگ»، «اشک»، «ختم»«سیاه پوشی» و... پربسامد و پرکاربردند. چرا؟ آیا چون «حوادث پر بسامدند» و دیده می شوند، اخبار حوادث پر هیجانند؟ یا چون «ملت بحران زده ایم»؟ یا چون در فاجعه ها از حال و روز هم بیشتر خبر داریم؟ یا چون «مردم خوبی» هستیم دچاز آزمایش و تقدیر و سرنوشت الهی قرار می گیریم؟...یا به سهل انگاری های مدیریتی و عامل های انسانی بر می گردد یا به طبیعت خشک و خشن و جغرافیای طبیعت و یا به فرهنگ و کاربرد تکنولوژی یا به روحیه عجله و شتابزدگی در کنش های فردی با آموزش های فردی و سیستمی مربوط می شود. «مدیریت بحران» فراتر از ابعاد سخت افزاری و مدیریتی و «امداد نجات»، به جنبه های عاطفی و روانی و نیز مشارکت جمعی و بسیج «ان جی او» ها نیازد دارد. چگونه در کوران حادثه ها و فاجعه ها به «امید» بیندیشیم؟ فراتر از ابعاد الهیاتی و تقدیری، یا امتحان الهی، زخم خورده ی کم کاری ها و ندانستن ها و سوء مدیریت ها هستیم. در زمانه «آرامش» به دانستن و آموزش های لازم در استفاده از امکانات و اقدامات و برنامه های سطح، میانه و کلان هستیم. یکی از این مهم ها، فهم مناسبات اجتماعی در مواقع بحرانی و حین فاجعه هست که همان وبلاگ جامعه کلمه وبلاگ شناسی کلمه وبلاگ «فاجعه» کلمه است. پاسخ به این پرسش که چگونه به التیام دردها و زخم ها و امیدهای از دست رفته کمک کنیم؟

برچسب: نویسنده: هیراد میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:13

صفحه بندی