خرید بک لینک

تا قبل از ماه رمضان پیاده روی رو در مسیر درختزار اطراف کوه خضر می رفتم. مسیر رفت و برگشت حدود یک ساعت. این روزها که هوا گرمتر شده و حال پیاده روی قبل از افطار ندارم، بعد از افطار حدود 10 و نیم شب، به مسجد کوه خضر می روم... دیشب استثنایی بود. ماشین ها فشرده در اطراف شهدای گمنام و جمعیت زیاد در حال رفت و آمد. زیر گنبد و کنار شهدای گمنام، روحانی ای روی صندلی نشسته و به سخنرانی ادامه می داد، دعای امام زمان و ... پایین تر از این مجلس، و در فاصله حدود سی متری، در یک فضای باز مجلس جشن به مناسبت ولادت امام حسن بر پا بود: مراسم وبلاگ شادی کلمه ، همراه با شعر و جایزه و شیرینی! بالا رفتم و در بالا کوه و در مسجد بلندگوی دیگری، غیر مستقیم پخش می کرد... پایین آمدم و رفتم زیر گنبد. کسی که دعا می خواند، مخاطبینی که در اطرافش بودند از انگشتان دو دست بیشتر نبودند اما ارتعاش صدای بلند گو تا دوردست ها می رفت. پایین تر که می آمدی امواج بلندگوی جشن پایین دست، دو تای دیگر را کم فروغ می کرد. جمعیت زیادی روی صندلی ها ایستاده و نشسته و در اطراف گوش می دادند... جالب است که تابلو بزرگی که پشت سر مراسم دعا زیر گنبد بود از آن سپاه بود و تابلوی بزرگی که پشت سر مراسم جشن بود از آن اوقاف... فارغ از آن که دینداری در جامعه ما تحت تآثیر سیاست های مناسکی، و مناسبتی و تقویمی پیش می رود، اما تحت تأثیر الگوها و اراده مسلط حاکمیت نیز هست. عوامل وبلاگ شادی کلمه آفرین چیزی است که اغلب بدنه اجتماعی خواهان آن هستند اما بروز و ظهور نمی یابند و برای همین کور سویی از نشاط و وبلاگ شادی کلمه اگر در جایی خودی نشان می دهد، مدرم در اطرفش جمع می شوند. دعای کمیلِ زیر گنبد گرچه رنگ و لعاب و پژواک صدایش رسا بود، اما بیش از ده نفر همراه نبودند...می توان پرسید که چرا وبلاگ مردم کلمه در چنین دعایی شرکت نمی کنند؟ یا چرا برگزار کنندگان چنین مجلسی از خود نمی پرسند که چرا این همه مرد و زن و پیر جوان در این جلسه شرکت نمی کنند؟

برچسب: نویسنده: هیراد میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:13

صفحه بندی