تا قبل از ورود مدرنیته در ایران، «دروازه قرآن» ها یکی از اولین نمادها ( ی متبرک و خوش یمن) برای ورود به شهرهای ایران در نظر گرفته می شد. اغلب شهرهایی با درون مایه ی مذهبی مثل یزد و شیراز و کاشان چنین بودند. رفته رفته شهرها که از بافت سنتی - روستایی به شهری با معماری مدرن تبدییل شدند، اِلمان ها و نشانه ها و فضاها هم عوض یا دیگرگون شدند. میدان های ورود شهر مزین به تمثال ها و نشانه های بومی و منطقه ای با ویژگی های اجتماعی، طبیعی و فرهنگی و تاریخی خاص خود شدند و اکنون به عنوان بخشی از هویت و جنبه های زیبای شناختی و معماری عمومی در حوزه مدیریت شهری است. تابلوها و ورودی شهرها نمایانگر خصایص طبیعی و «هویت تاریخی» شهر شده اند. شیراز، شهر «ادب و فرهنگ»، قم، شهر «علم و اجتهاد»، مشهد، پایتخت مذهبی و شهر کرد پایتخت طبیعت و ...
یکی از این نمادهای هویت بخش مجسمه های کوهنوردی است. یکی از اولین میدان های کوهنوردی، میدان مجسمه (یا کوهنورد) دربند تهران است که کانون تجمع کوهنوردان برای رفتن به شیرپلا و توچال و ایستگاه پنج تله کابین است. مجسمه کوهنوردی دربند یادآور یک حادثه تاریخی – اجتماعی است که کوهنوردی ایرانی به نام «سرهنگ بیات» توانست سرنشینان یک هواپیمای آمریکایی در زرد کوه بختیاری را نجات دهد. از آن موقع، تندیس و مجسمه در ساخت نمادهای ورودی و خروجی شهرها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.
اکنون که مجسمه کوهنورد دریکی از شهرهای ما رونمایی شده است گام دیگری برای تشویق و نیز ترغیب به طبیعت و طبیعت گردی و کورهنوردی است. ساخت میدان کوهنورد در شهر یاسوج درک عمومی مردم را به طبیعت و کوه تعمیق می بخشد. فرهنگ سازی می کند و کنش های ورزشی و کوه دوستی را توسعه میدهد. اگر «میدان آریوبرزن» درکی تاریخی – اجتماعی از مقاومت و مردانگی ایجاد می کند، میدان کوهنورد درکی فرهنگی – ورزشی از طبیعت دنا و رشته کوه زاگرس ایجاد می کند. از این نوع اقدامات در فضاهای شهری و عمومی و مظاهر طبیعی و بومی باید دفاع کرد و آن را به فال نیک گرفت. (این پست با اندکی ویرایش از صفحه تله گرامی بازنشر شده است).
برچسب:
نویسنده: هیراد میرزاده