خرید بک لینک

فیلم «فروشنده» با صدایی مهیبی آغاز می شود به طور که دیوارهای آپارتمان شکاف بر می دارد و شیشه ها می شکنند و ساکنان سراسیمه بیرون می ریزند. فرارشان نه به خاطر سیل و زلزله، که گودبرداری بیل مکانیکی و حفاری نزدیک مجتمع است. این صدای ناخوشایند نشان می دهد که اتفاقاتی که روی می دهد تصویر تراژیک چیزهایی است که آسایش خانه و خانواده را به هم می ریزد. شاید استعاره از ترک برداشتن رابطه زناشویی و روابط خانوادگی و شکستن دل زن و مرد از گذر روابطی که در پیچ و خم زندگی روی می دهد. روایت قصه ای که بسیاری از آدمها گویی در دل و درون دارند و به دلایل ترسناکی، حفظ آبرو و منزلت بر زبان جاری نمی شود و در قالب شکایت و دادگاه و پلیس نمی آید. متلک پرانی و مزاحمت بدنی در تاکسی و دست انداختن دانش آموزان کلاس ادبیات از کنش های زیر پوست شهری اند که کمتر عمومی می شوند و مورد ارزبابی قرار می گیرند.

اتقاقی که برای «رعنا» در خانه تازه اجاره شده پیش می آید، تم اصلی داستان است. او خسته از اسباب کشی، بعد از آنکه آیفون در را باز می کند به حمام می رود. غافل از این که کسی که وارد می شود از مشتری های زن فاحشه قبلی در خانه است. رعنا توی حمام از شدت ترس خود را به شیشه می زند و با سر خون آلود به بیمارستان می رود. عماد با همه عصبانیت، خشم خود را مهار می کند و با نشانه های مختلف از جمله جا گذاشتن مبایل و کلید وانت در پی مسبب جنایت می گردد. رعنا این وسط مانده است که چگونه جربان را با عماد بگوید که در عین حفظ آبرو مسبب جنایت هم پیدا شود...

بیننده تصور می کند که قهرمان داستان در پی خشم و انتقام این جنایت است. اما نه! اولین بار که صاحب وانت را پیدا می کند با مجید راننده درگیر نمی شود. با صبر و حوصله تمام می خواهد «بیشتر بداند». با کاراگاهی پلیسی پیرمرد، مسبب اصلی جنایت را به خانه اش فرا می خواند و از او می خواهد که که بارش را جابه جا کند. بعد از انکه معلوم می شود که پیرد مرد سفید موی از مشتری های روسپی است. او را در خانه زندانی می کند و باز نمی خواهد او را به پلیس تحویل دهد و حتی انتقام بگیرد، بلکه او را جلوی زن و بچه و نوه اش بی آبرو کند. وقتی که در اخر ،خانواده فرا خوانده می شود و روبروی پیرد مرد قرار می گیرد باز عماد جلوی رعنا و دیگر اعضای خانواده، خشم خود را فرو می خورد، صبوری می کند. هر چند او را به جای خلوت می برد، با وجود مریضی و فرتوتی کشیده محکمی به گوش او می زند و شاید این کمترین تنبیهی است که برای اتتقام انجام می دهد

داستان روان شناسانه «فروشنده» تا حدی همانند داستان اجتماعی «ابد و یک روز» است. فروشنده، موضوع و معضلی جنسی و روسپی گری را در جامعه و خانواده به تصویر کشیده است و ابد و یک روز معضلی به نام اعتیاد را روایت کرده است و هر دو از نوع مشکلاتی است که کمتر مورد مطالعه اماری و کارشناسی دقیق فارغ از حب و بغض شخصی و ایدءولوژیک و رسمی و نمایشی قرار می گیرند.

برچسب: نویسنده: هیراد میرزاده تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 0:54

صفحه بندی